الشيخ البهائي العاملي
463
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
مجتهدين اين را سنّت [ 1 ] مىدانند « 1 » . سيزدهم : كفّاره جماع كردن با زن خود در حالت حيض ، و آن در اوّل حيض يك دينار است ، يعنى يك مثقال شرعى طلا ، و در وسط حيض نصف دينار ، و در آخر حيض ربع دينار . و بعضى از مجتهدين اين را نيز سنّت [ 2 ] مىدانند « 2 » . و اگر با كنيز در حالت حيض دخول كند در هيچ حال كفّاره ندارد . [ 3 ] چهاردهم : كفّارهء كسىكه سوگند به براءت از خداوند - جلّ جلاله - و رسول صلى الله عليه و آله و سلم و ائمّهء اطهار عليهم السلام خورد و خلاف آن نمايد ، ده مسكين را طعام دهد و استغفار كند . پانزدهم : كفّارهء كسىكه نذر روزهء معيّنى كند و از آن عاجز آيد ، آن است كه دو [ 4 ] مدّ بهمسكين تصدّق كند و با عجز از آن به هرچه استطاعت داشته باشد صدقه دهد . و بعضى از مجتهدين كفّاره را در اين صورت ساقط [ 5 ] مىدانند « 3 » . شانزدهم : كفّارهء كسىكه پيش از گزاردن نماز خفتن خوابش برد و بعد از نصف شب بيدار شود آن است كه آن روز را روزه دارد . [ 6 ] و اگر
--> [ 1 ] قول به وجوب احوط است . ( تويسركانى ) [ 2 ] قول به وجوب احوط است . ( تويسركانى ) [ 3 ] احوط اين است كه سه مدّ از طعام به سه مسكين بدهد ، چه در اوّل باشد ، چه وسط ، چه آخر . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى ) [ 4 ] يك مدّ كافى است ، چنانچه وارد در بعض اخبار است و خبر دو مدّ منافات ندارد ، چون آنخبر اين است : « في رجل يجعل عليه صياماً في نذر ولا يقوى ، قال عليه السلام : يعطى من يصوم عنه كلّ يوم مدّين » يعنى عوض هر روزى دو مدّ بدهد به كسىكه از جانب او روزه بگيرد و اين غير مدّعا است و ممكن است حمل آن بر استحباب . ( دهكردى ، يزدى ) [ 5 ] عدم سقوط احوط است . ( تويسركانى ) [ 6 ] وجوب روزه آن روز احوط است . ( تويسركانى ) * بنابر احوط . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى ) ( 1 ) محقّق ، شرايع 3 : 68 . ابن ادريس ، سرائر 3 : 77 . شهيد دوم ، روضه 3 : 18 . ( 2 ) محقّق ، معتبر 1 : 232 . شيخ طوسى ، نهايه 1 : 237 . علّامهء حلّى ، قواعد 1 : 216 . ( 3 ) شهيد ثانى ، مسالك 10 : 34 . فاضل مقداد ، تنقيح 3 : 400 . ابن فهد ، مهذّب بارع 3 : 570 .